تبلیغات
کلبه ی چوبی - جواب دکتر....
 
کلبه ی چوبی
کلبه ی دوستی ما
سه شنبه 4 بهمن 1390 :: نویسنده : jasmine

مرد جوانی در راهرو بیمارستان ایستاده نگران ومضطرب. در انتهای کادر در بزرگی دیده می شود با تابلوی >>اتاق عمل<<.


چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح از ان خارج می شود.مرد نفسش را در سینه حبس میکند.دکتر به سمت او می رود.مرد باچهره ای آشفته ....به او نگاه می کند.


دکتر:واقعا متاسفم....ما تمام تلاش خودمون رو کردیم تا همسرتون رو نجات بدیم.اما به علت شدت ضربه نخاع قطع شده وهمسرتون برای همیشه  ((باید تا اخر عمر ازش پرستاری کنی)) ...فلج شده.ماناچار شدیم هردو پارو قطع کنیم.چشم چپ رو تخلیه کردیم. باید با لوله مخصوص بهش غذا بدی.روی تخت جابه جاش کنی.حمومش کنی.زیرش رو تمیز کنی وباهاش صحبت کنی....او حتی نمیتونه حرف بزنه چون حنجرش اسیب دیده ....!!!!! 


با شنیدن حرفهای دکتر مرد به تدریج بدنش شل میشود.به دیوار تکیه می دهد.سرش گیج می رود و چشمانش سیاهی می رود...!!!!


با دیدن این عکس العمل...دکتر لبخندی میزند و دستش را روی شانه مرد می گذارد ......!!!!  

دکتر:هه هه هه هه!!!!! شوخی کردم.......!!!!!!!زنت همون اولش مرد....!!!!!






نوع مطلب :
برچسب ها :


درباره وبلاگ


اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن!در بهشت تنها بودن بدتر از کویر است(دکتر علی شریعتی)

مدیر وبلاگ : jasmine
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما این وبلاگ چطوره؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :