تبلیغات
کلبه ی چوبی - بزرگ شدن
 
کلبه ی چوبی
کلبه ی دوستی ما
سه شنبه 1 فروردین 1391 :: نویسنده : ronak
      

پسرک گرسنه اش است، به طرف یخچال می رود،

در یخچال را باز می کند...

عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند

پسرک این را می داند،

دست می برد بطری آب را بر می دارد

کمی آب در لیوان می ریزد...

صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه ام بودم "

پدر این را می داند پسر کوچولویش چقدر بزرگ شده است.




نوع مطلب :
برچسب ها :


درباره وبلاگ


اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن!در بهشت تنها بودن بدتر از کویر است(دکتر علی شریعتی)

مدیر وبلاگ : jasmine
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما این وبلاگ چطوره؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :